عاشق بی نشون

درد و دل های تموم عاشقان در اینجاست....

سلام(2)

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام ازماست

تو یک رویای کوتاهی دعای پرسه هامی

شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم

ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمیپوشم

تو هم در شعر آوازی شکوه اوج پروازی

نداری گناهی جزکه برمن دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی زخود بیگانه میخواهی

مرا دلباخته چون مجنون زمن افسانه میخواهی

شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی

نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه که میخواستی

سلام ای کهنه عشق من که یادت تو چه پا برجاست

سلام بروی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن

شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن

بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشقتر

نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر

سلام ای کهنه عشق من که یادت تو چه پابرجاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام ازماست

  
نویسنده : H ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٦
تگ ها :


سلام

 

سلام ای غروب غریبانه دل


سلام ای طلوع سحرگاه رفتن  


سلام ای غم لحظه های جدایی

          
خداحافظ ای شعر شبهای روشن


خداحافظ ای قصه عاشقانه


خداحافظ ای آبی روشن عشق


خداحافظ ای عطر شعر شبانه


خداحافظ ای همنشین همیشه


خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

                                
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من


تو را می سپارم به دلهای خسته


تو را می سپارم به مینای مهتاب


تو را می سپارم به دامان دریا

 

 
تو را می سپارم به رویای فردا


به شب می سپارم تو را تا نسوزد


اگر شب نشینم اگر شب شکسته

 

 به دل می سپارم تو را تا نمیرد


اگر چشمه واژه از غم نخشکد


اگر روزگار این صدا را نگیرد


خداحافظ ای برگ و بار دل من


خداحافظ ای سایه سار همیشه


اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم


خداحافظ ای نوبهار همیشه

 

 

 

  
نویسنده : H ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٢
تگ ها :